همه چی الان بده مرد . همه چی . . . من فقط می خوام . کله دنیا بدونن . . . که من شروعش نکردم اما تا من بنویسم
چطوری آغاز کنم لعنتی این فقط پایانی بعد پایانه و باز همیشه تنهای تنهاست - پس اعتراض نکن و خفه شو وگرنه مغزتو می کنم له توام مثله مردم - گوش کن توام مثل مردم - ازم احساس فرسنگ ها فاصله داری چه حاصله کاری � باعثه منو بجویی و تف کنی بیرون چون فقط صدام از هدفونت بیرون شد � انگار همین دیروز صبح بود که کسی یادم نمی افتاد و حالا همه دورمن انگار فوق العلدم � کاغذا پر می شن از روی عادت تا منو کنن فرمانروای این روزت تا شب � و بعد می کنیم پرت گوشه باشم بهتره رو چشمامن لبه ی کلاهم که زیرشون پنهون عیبامن و گیر کرده بازم همه چی بینه منو حقیقت � ماشه بالاست و نشونه رفته شقیقت
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ کنارتم باشه هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
می دونی یه روزه نو مثله کاغذی سفیده مهم اینه که تو چطوری خط بزنیش تا شب � می تونی بگی باید تو دلها جاشم با خودت یا کاری کنی برای مردمت که دلها شاد شن � اونوقت یه قهرمانی قهرمانی که خوابیده زیره گرد ه زمان جایی دورتر از الان � به انتظاره روزی که مقبره ها بسازن سر خاکش بکنن همه یادش و اشعارش و ستایش � اما اینم آرامش بهش نمی ده تا از کمر بازش کنه کاغذش و طرفدارش � و بکشه به جای خطرناکش واقعیت شاید تلخ باشه فقط یه ذره پس ازت خواهش � می کنم قند کنی تو دلت آب بگی زود سخت می ره و تموم می شه این عذاب هه � شاید جایی خیلی دورتر از الان شاید فقط شاید همین و تمام
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ کنارتم باشه هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
وقتی بهترین رفیقنت می شه بدترین دشمن شاید توام پرشی از حسی که نفرتی عجیبه � سستی واسه ادامه افتی حاصله کاره که عقده رو پر می کنه تا مغزه استخونت � می ره فرو و رسمه گم کن گورت � تازه دروغ همش می فهمی بوده � که کسی تورو می خواد بدونه تیغه تف به همتون عوضیا یه باره دیگه می خونم ضبطتو خاموش کن لعنتی این آهنگ منه � مهم نیست فوق العادست یا به نظر تو کمه � مهم اینه که تا من بنویسم پادشاهم واسه بازی ای که من ساختمش و شما همه تمرین کردینش اما حتی نشدید نزدیکش� -� من سیرش شدم و داداشا سیریشه ته دیگش اما تا وقتی من بنویسم هستم و می مونم واسه این بازی پادشاه تا من بنویسم� . . . . . .
داشتم و بوده باز اشتباه راه و من یه فوق ستارم الان باز و بسته می شن و ساکت لبها راست و چپ کنارتم باشه هرجا فقط از مکن نخواه بیام پایین من اینجام و از اینجا نمی رم جایی من بالام خیلی و هستم کنار ابرا بالاتر از اونکه بخوام شم نگرانه فردا
می دونی . . . مهم نیست کی باشی یا چقدر میشناسنت . . . مهم اینه که تا من بنویسم . . . هه
دوباره بابک تیغه . . . دوباره داره می گه . . . تا من بنویسم
|